دانلود مداحی - شعرمداحی - نوحه
تاریخ امروز
تبلیغ شما با Authority 40
محبوب ترین مطالب
جدید ترین مطالب


1. بسیار آسان و همه گیر(بیکار - خانم - آقا - دانشجو -کارمند و هر شغلی که باشد)
2. کار در منزل ( نه به مکان نیاز هست و نه به وسیله خاص .. )
3. بدون نیاز سرمایه ( حتی 1 ریال و مثل مدیریت یک وبلاگ ساده )
4. دارای پشتیبانی همیشگی در پنل شرکت (سوال ارسال کن چند دقیقه بعد پشتیبانان پاسخ بدن)

5. واریز درآمد ( حتی 5 هزار تومان هم شد سریع درخواست بدید )

درآمد

در آمد ها تخمین زده شده و چیزی حدودی هست و ممکنه مقداری بیشتر و یا کمتر باشد

مثلا

سرعت ارسال فایل به صورت متوسط روزی 50 الی 100 تا می تواند باشد

روش ارسال تکراری هست و فقط 1 بار که یاد گرفتید همیشه به حالت تقریبا تکراری انجام میدهید و سرعت کارتان رفته رفته بالا میره 

اگر 170 فایل ارسال کرده باشید ( مثلا طی یک هفته ) روزی 1 الی 2 فایل می فروشید و درآمد روزانه ی شما حدودا 3500تومان  و درآمد ماهانه ی شما 105.000 تومان خواهد بود

اگر 10575 فایل ارسال کرده باشید روزی 20 الی 25 فایل میفروشید و درآمد روزانه ی شما حدودا 80.000 تومان  و درآمد ماهانه ی شما 2.400.000 تومان خواهد بود

آموزش کسب درآمد

http://parspa.com/pic/icon32/parspa%20(2).png

:: دارای نماد اعتماد الکترونیک 1 ستاره ی دائم به شماره ی سند 50185
:: ثبت شده در سازمان ثبت شرکت ها
:: دارای پروانه کسب به شماره ی مسلسل 1689/16 2128
:: ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
:: بیش از 3000 واریز وجه به حساب فعالان در سایت

جهت دانلود به سایت www.Ebays.ir مراجعه کنید

نویسنده نویسنده : تاریخ : تاریخ
اشعار میلاد امام زمان(عج) - اشعار نیمه شعبان


 

 اشعار میلاد امام زمان(عج) - رحمان نوازنی

 

 بگذریم

 

امشب زخواب های پریشان که بگذریم

این نیمه را به نیمه شعبان که بگذریم

 

بُن بست شهر را بپریم و سپس کمی

این کوچه را به سمت خیابان که بگذریم

 

از کثرتی که هست فراری شویم و بعد

از جاده های خلوت ایمان که بگذریم

 

مجنون برای دیدن لیلا گذشت و ما

این شهر را به سمت بیابان که بگذریم

 

مانند ابرهای ترک خورده ی فراق

از گریه ها به مقصد باران که بگذریم

 

بر جانماز خشک و کویری دهیم آب

آنگاه مثل رود خروشان که بگذریم

 

دریا همیشه مقصد هر رودخانه نیست

پس ما شبیه موج سواران که بگذریم

 

با همرهی سیصد و سیزده سوار عشق

از مکه و مدینه ایمان که بگذریم

 

زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست

با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست

 

طرحی دوباره می کشم از ابتدای تو

طرحی که حرف می زند از ماجرای تو

 

طرحی که من نبوده ام اما تو بوده ای

طرحی که رسم می شود از ماورای تو

 

طرحی مرکّب از تو و سیزده سوار عرش

طرحی که نور می دهد از روشنای تو

 

طرحی که آفریده شما را امام من

طرحی که آفریده مرا هم برای تو

 

دسته به دسته آینه ها هم نشسته اند

در زیر لفظ گفتن یک ربّنای تو

 

پس انبیا کبوتر نامه بر توأند

وقتی که می پرند فقط در هوای تو

 

بگذار تا غزل بزند حرف خویش را

عمری نشسته ام که بیفتم به پای تو

 

ما گرد و خاک پای تو را جمکران کنیم

یک گوشه از نگاه تو را آسمان کنیم

 

امشب سبد سبد گل امید می برند

ما را به هر کجا که شمائید، می برند

 

این رسم انبیاست که در جشن آفتاب

یک آینه به رسم شب عید می برند

 

امشب به یمن تو همه ی انبیاء را

تا ماورای عالم تجرید می برند

 

هرکس غبار کوچه ی دلدار می شود

او را به سمت چشمه ی خورشید می برند

 

از چشمهای آینه ایَش برای ما

ایمان می آورند و تردید می برند

 

این برگه های روزی بکساله ی مرا

امشب برای فرصت تمدید می برند

 

امشب جواز کرب و بلای دوباره را

پیش شما به نیّت تأیید می برند

 

روزی کنید پر زدنم را به کربلا

تا که زیارتم بشود نذری شما

 

منظومه ساخت تا که تو را کهکشان کند

مجموعه ی تمامی پیغمبران کند

 

یعقوب انتظار تو را میکشید تا

عمری توّسلی به امام زمان کند

 

آدم به خاک پای تو افتاد بر زمین

یعنی تو را به روی سرش آسمان کند

 

می خوست پشت ابر بتابی بر این جهان

تا مردمان شب زده را امتحان کند

 

مستضعفان چشم تو بودند انبیاء

قرآن نخواست بیشتر از این بیان کند

 

یک عده را به یمن زیارت بیارد و ...

...یک عده را کبوتر نامه رسان کند

 

عصر سه شنبه بوی وصال تو می دهد

وقتی دلی هوای شب جمکران کند

 

ما ندبه خوان جمعه ی موعود مانده ایم

ناز تو را به شیوه ی خود، عشق خوانده ایم

 

گاهی نسیم میشوی و زود میرسی

گاهی به شکل رایحه ی عود میرسی

 

گاهی به نیمه های شب است و نیاز ما

با یک سبد ستاره ی موعود میرسی

 

گاهی برای این که تو ؛ ویرانمان کنی

از چشممان می آیی و چون رود میرسی

 

گاهی به گوش پاک مناجاتیان شب

با سوز و ساز نغمه ی داوود میرسی

 

ما التماس روز ظهور توأیم لیک

هر وقت، هر زمان که دلت بود میرسی

 

روزی تو میرسی و علی شاد میشود

بغض گلوی فاطمه آزاد میشود

 

رحمان نوازنی

 

*******************

 

اشعار ولادت امام زمان(عج) - نیمه شعبان - رحمان نوازنی

 

بالاتر از مسيحا

 

چقدر پرچــم سـبز چقــدر زيبـايي

چه احتزاز قشنگ پر از شكوفايي

 

چه اسم هاي لطيفي به رقص آمده اند

چه دلنشـين و صميمي ؛ چقدر رويايــي

 

دوباره اسـم تو را طـرح نو زديم ايـنجا

نوشته ايم به خط دعــا كه مي آيي

 

چقدر چشـم و چــراغ اميد روشـن شد

چقدر شهر من امشب شده تماشايي

 

دوباره شهر به نامت وضو گرفته ؛ بيا

بيــا كه تا نشـده باز شهر ، دنيــايي

 

دوباره آمــــدي از پشت ابـــــر پيش ما

چه پشت ابر چه اينجا ، هميشه آقايي

 

نفس به باغ پريشاني ام بزن امشب

نفس بزن كه تـــو بالاتر از مسيحايي

 

رحمان نوازنی

 
*****************
 
 
اشعار مدح امام زمان(عج) - ملیحه سادات قادری

 

 انتظار

 

مهدى اى آبى‏ترین احساس‌ها!

 اى معطر از شمیم یاس‌ها

 

 اى تو خورشید شبِ یلداى من

 اى همه انگیزة فرداى من!

 

 اى نشانى از خدا، خال لبت

 عاشقم، عاشق بسوزد در تَبَت‏

 

 اى که دستت روى دوشِ آفتاب

 چشم من با یاد تو رفته به خواب‏

 

 اى که جارى از کلام تو غزل

 صاحب دنیا تو بودى از اَزَل‏

 

 ترجمان لحن خیس اشکها

 رازدار گفتگوهاى خدا

 

 اى که با دریا تکلّم مى‏کنى

برکه‌ها را پرتلاطم می‌کنی‏

 

 اى قرار ما همه آدینه‏ها

 درمیان سبزى سبزینه‏ها

 

 مهدى! اى از نسل گلهاى سپید

 اى شِفابخش دل مجروح بید

 

 غیبت تو فصل زرد بى‏کسى است‏

 انتظارم، رویش دلواپسى است

 

 یاد تو تا در دلم آمد فرود

 شعر من بى‏اختیار از تو سرود

 

 بعد از این من باغبانى مى‏شوم‏

 باغبان بى‏نشانى مى‏شوم‏

 

 تا بِکارم بذر ناب انتظار

 در دل ابرىّ خود، فصل بهار

 

ملیحه سادات قادری

 
 
******************
 
 
اشعار مدح امام زمان(عج) - غلامرضا فاتحی

 

دست هایت ضریح حاجت ها

چشم هایت گل اجابت ها

 

شبنم روی گونه ی سرخت

مایه ی سبزی طراوت ها

 

طاق ابروی قاب قوسینت

لیت شعری این اشارت ها

 

تار تار بلند گیسویت

رشته های نجات امت ها

 

نخ ابریشمی تسبیحت

بند آزادی از اسارت ها

 

ای نگاه کبوترانه ی تو

آسمان پر از نجابت ها

 

من زمینی نبودم از اول

آمدم زیر خاک پایت ها

 

هی نوشتند پشت ماشینها

بر روی شیشه ها عبارت ها

 

خواهد آمد ، بیا ، گل نرگس

کم کن از بینمان مسافت ها

 

جام جم با تمام حافظ هاش

می کشند از لبت خجالت ها

 

هاشمی ! فاطمی ! ابوالحسنی !

به به تو با چنین اصالت ها

 

حیدری زاده ی دو تیغ ابرو

کشته ی چشم تو شهامت ها

 

نور زهراییت تقدس وار

سرزد از کوثرای ساحت ها

 

ای حسن صورت بقیع نشین

ای کریم همه کرامت ها

 

کربلایی حسین و الفجری

رجعت سرخ تا شهادت ها

 

چون علی اکبر و عموت عباس

شده ای جزو سرو قامت ها

 

زینبی زینت علی طینت

کوه صبر پر از صلابت ها

 

تازه مشهور می شوی حالا

مثل سجاد در عبادت ها

 

بشکاف علم روز دنیا را

باقر العلم و البلاغت ها

 

راستی شیعیان جعفری ات

ششمین صادق صداقت ها

 

بی تو مردند کنج زندان ها

کاظم الغیظ ،  باب حاجت ها

 

آهویت نه گدای تو هستم

یادگار رضا و رأفت ها

 

باز دریای جود جوشش کرد

در جواد آب این سخاوت ها

 

تا گدایان سامری چون من

درنقی خانه ی هدایت ها

 

یازده جلوه عسگری بشوند

پشت این پرده ی بشارت ها

 

میرسد صوت مکه ایت به گوش

یثربی گونه با فخامت ها...

 

ای غزل باز از تو شیرین شد

نمکین مهدی حلاوت ها

 

و تو طاووس بزم اهل بهشت

آخرین حد به این ملاحت ها

 

غلام رضا فاتحي

 
******************
 
 
اشعار امام زمان(عج) - هادی ملک پور

 

حضرت باران

 

دوباره تازه کن امشب گلوی ساغر را

به کام ما بچشان جرعه های آخر را

 

سلام حضرت باران!  ... ببار تا شاید

تو مرهمی بشوی قلب درد پرور را

 

تویی که شیو ه ی پرواز را می آموزی

تویی که بال و پری داده ای کبوتر را

 

یتیم می شود این خاک در نبود شما

و باد می شکند شاخه ی صنوبر را

 

گلوی بره و دندان گرگ های سیاه!

بیا تمام کن این جنگ نابرابر را

 

بتاز در صف نیرنگ کوفیان زمان

و از نیام بکش ذوالفقار حیدر را

 

صدای پای تو را لحظه لحظه می شنوم

و تیز کرده ام این بار گوش باور را

 

کمی به حال دلم رحم کن که محتاجم

و پاسخی بده این خواهش مکرر را

 

چرا سراغی از این درد ما نمی گیری؟

دلت به رحم بیاید دو چشم بر در را

 

خلاصه می کنم و دردسر نمی دهمت

و صادقانه بگویم دو بیت آخر را

 

به ما نیامده دل کندن از شما حتّی ...

خریده ایم به جان زخم تیغ خنجر را

 

بیا ... و این تب تردید را زما برگیر

بکش به روی جهان دست عدل گستر را

 

هادی ملک پور

 
******************
 
 
اشعار امام زمان(عج) - هادی ملک پور

 

زیباتر از بهار

 

بیا نگاه تو از هر بهار زیباتر

زماه روشن شبهای تار زیباتر

 

شکفتن گل اگر انتهای زیبایی است

تبسم تو بسی بی شمار زیباتر

 

اگر به چشم ببینم هزار فصل بهار

یکی کنارتو ... از صد هزار زیباتر!

 

و خط به خط غزلم منتظر نشسته تو را

که نیست حالتی از انتظار زیباتر

 

طلوع سبز تو از پشت کوهها زیباست

شکوه آمدنت در غبار زیباتر

 

برای آینه ماندن قرار لازم نیست

که هرچه دل بشود بیقرار زیباتر

 

هوای دیدنتان را اگر به سر دارم

نصیب من شود از روی دار زیباتر!

 

صفای هرقدمت من دگر چه می خواهم

کدام لحظه ز دیدار یار زیباتر؟

 

وخط به خط غزلم معتبر به نام شماست

و چیست دیگر از این اعتبار زیباتر ؟

 

هادی ملک پور

 

 
******************
 
اشعار امام زمان(عج) - رضا جعفری

 

عیسای زمانه

 

اگر امروز باشد یا که فردا

سراپا گوش باشم یا تماشا

 

تو را خواهم بدست آورد آخر

میان شهر باشی یا که صحرا

 

به تو نسبت نخواهم داد غیبت

تو هرجایی تو هر جایی تو هر جا

 

تو عیسایی و ما لنگان و کوریم

دگرها سامری اند و تو موسا

 

گل گلدسته ها با بوی تو خوش

بخواند از تو ناقوس کلیسا

 

تو نور مطلقی ما ظلمت محض

تو دریایی و ما کفهای دریا

 

سواد دیدنت در چشم ما نیست

ندارد فرق ابجد یا الفبا

 

تو طاوس بهشتی ، زاغ ماییم

تو یوسف ما ز اقوام زلیخا

 

غمت مانند گیسوی شب قدر

شب هجرت شب تاریک یلدا

 

سرم را زیرپایت میگذارم

اگر امروز باشد یا که فردا

 

رضا جعفری

 

 
******************
 
 
اشعار امام زمان(عج) - علیرضا لک
 

‏وقتی نفس گرفته، دلم در هوایتان

‏یعنی منم که زنده ام از اشک هایتان

 

‏داوود من! دوباره بخوان تاکه عالمی

‏ایمان بیاورد به طنین صدایتان

 

‏از این همه سحرکه گذشته است می شود

‏یک شب نصیب این دل من هم دعایتان

 

‏این اشتراک چشم من و چشم خیستان

‏من گریه ام به کشته کرببلایتان

 

آقا اجازه می دهید هروقت آمدید

‏نقاشیم کنند مرا زیر پایتان؟

 

یک روز عاشقانه تو از راه می رسی

‏آن روز واجب است بمیرم برایتان

 

علیرضا لک 

 

******************
 
 
اشعار امام زمان(عج) - هادی ملک پور

 

فدای آمدنت ...

 

شکسته قایق من را امید ساحل نیست

دگر امید به این بخت مانده در گل نیست 

 

بیا بهانه ی شبهای پُرستاره ی من

ببین که بی تو دگر قرص ماه کامل نیست

 

در این زمانه ی سردرگمی و بی خبری

تفاوتی بخدا بین حق و باطل نیست ...!

 

کسی میان خیابان برج و باروها

معطر از نفس کوچه های کاگل نیست

 

تمام خلق دم از عقل مي زنند اما

هرآنکه دل به نگاهت نبسته عاقل نیست

 

شکسته ای دل ما را ولی تو حق داری

دلی که با تب و تابت نمی تپد دل نیست ...!

 

که از فراق تو جانم به لب رسیده ولی ...

فدای آمدنت ... جان ما که قابل نیست

 

هادی ملک پور

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/12 تاریخ
اشعار میلاد حضرت علی اکبر(ع)


 اشعار میلاد حضرت علی اکبر(ع) - علی اکبر لطیفیان

 

پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی

خورشید بود جلوه طوری که داشتی

 

شب زنده دار بودی و ذوب خدا شدی

در بندگی گذشت حضوری که داشتی

 

هر شب نصیب سفره شهرمدینه شد

در کنج خانه نان تنوری که داشتی

 

ای سر به زیر از همگان سر بلند تر

تسکین عمه بود غروری که داشتی

 

خلقاً و منطقاً همه شکل رسول بود

در کوچه های شهر، عبوری که داشتی

 

این آفتاب تو ست که خورشیدمان شده

یا که پیمبر است دوباره جوان شده

 

چشمان تو همین که نهان می شود علی

عمه برای تو نگران می شود علی

 

دنیای ما اگر به جمال تو رو کند

هر روز سال، روز جوان می شود علی

 

بی اختیار یاد صدای تو می کنم

هرلحظه ای که وقت اذان می شود علی

 

روزی سه بار پشت بلندای مأذنه

آقایی تو اشهد ما می شود علی

 

ما کیستیم تازه مسلمان حنجرت

الله اکبر از تو از الله اکبرت

 

باید برای طور کلیمی درست کرد

یک گوشه ای نشست و گلیمی درست کرد

 

باید در ازدحام گدا و کمی جا

جائی برای مرد کریمی درست کرد

 

باید قسم به نور دو عین حسین داد

تا از خدا، خدای رحیمی درست کرد

 

مجنون شهر بودم و لیلا نداشتم   

اکبر اگر نبود من آقا نداشتم

 

یک فرصتی کنار بزن این نقاب را

بیچاره کن به صبحدم آفتاب را

 

امشب خودی نشان بده تا سجده ات کنم

از من مگیر فرصت این انتخاب را

 

نور جبین نیمه شب در تهجدٌت

در هم شکست کوکبه ی ماهتاب را

 

آباد باد خانه ات ای زلف پر گره

من از تو دارم این دل خانه خراب را

 

دستار را ببند و کنارم قدم بزن

شاید کمی نظاره کنم بوتراب را

 

**

هنگام روبرو  شدن کارزار شد

کار تمام لشکریان با تو زار شد

 

وقتی رکاب رزم تو آماده می شود

باید برای مقدم تو خاکسار شد

 

نامت علی، شأن تو شمشیر ساده نیست

باید برای هیبت تو ذوالفقار شد

 

حیدر شدی و ضجه لشکر بلند شد

این چه مصیبتی است که کوفه دچار شد

 

از میمنه گرفته تا پشت میسره

یک لشکری قدم به قدم تار و مار شد

 

فرزند لافتی که به جز این نمی شود

شاگرد مجتبی که به جز این نمی شود

 

ای آفتاب روشن شبهای کربلا

پیغمبر دوباره صحرای کربلا

 

ای از تمام آدمیان برگزیده تر

نوح و خلیل و آدم و موسای کربلا

 

یک کاروان به عشق نگاهت اسیر شد

گیسو کمند خوش قد و بالای کربلا

 

آب فرات و علقمه و گنبد حسین

یا تل زینبیه و هر جای کربلا

 

هر چند دیدنی است ولی دیدنی تر است

پایین پای مرقد آقای کربلا

 

نزدیک تر به مرقد آقاست جای تو

پایین پایی و همه پایین پای تو

 

حالا که می روی جگرم را نگاه کن

این چشمان محتضرم را نگاه کن

 

در این لباس ها چقدر دیدنی شدی

زینب بیا بیا پسرم را نگاه کن

 

من پیر و تو جوان کمی آهسته تر برو

افتادگی بال و پرم را نگاه کن

 

باور نمی کنی که علی پیر تر شدم

پیشم بیا و موی سرم را نگاه کن

 

اصلا بیا بجای تمنّا جرعه ای

شرمندگی چشم ترم را نگاه کن

 

بعد ار تو فصل، فصل دلم بی قرار شد

بعد از تو خاک بر سر این روزگار شد

 

علی اکبر لطیفیان

 

*******************

 

اشعار ولادت حضرت علی اکبر(ع) - علی اکبر لطیفیان

 

بفرما 

 

هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست

هر جا تب عشق است، دل در به دری هست 

 

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند

هر جا که شلوغ است یقینا خبری هست

 

اجداد من از دیر زمان عاشق عشقند

دیدید که در طینت ما هم هنری هست

 

بازار مرا با قدمت گرم نکردی

یک چند غلامی که بیایی ببری هست

 

در غیبت شه روی به شهزاده می آرند

صد شکر که در خانه آقا پسری هست 

 

هر جا قد وبالای رشیدی است، یقینا

دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

 

یا حضرت ارباب،دمت گرم و دلت شاد

یا حضرت ارباب کرم،خانه ات آباد

 

داریم همه محضر تو عرض سلامی

تو شاهی و ما نیز هر آنچه تو بنامی

 

تا خانه ی آباد شما بنده پذیر است

نامرد ترینم نکنم میل غلامی

 

ای قامت قد قامت تو عین قیامت

قربان قدت صد قد و بالای گرامی

 

تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی

پس لطف بفرما وبفرما که کدامی؟

 

تو مفترض الطاعه ترین واجب مایی

هر چند امامت نکنی، باز امامی

 

هر کس که هوای پدری داشته باشد

خوب است که همچین پسری داشته باشد

 

انگار رسول است، نمایی که تو داری

انگار بتول است ،صدایی که تو داری

 

بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی

با این قد انگشت نمایی که تو داری

 

باید که برای تو کرم خانه بسازند

از بس که زیاد است گدایی که تو داری

 

از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است

از سفره ی پر جود و سخایی که تو داری

 

تو آنقدر از خویشتن خویش گذشتی

که منتظر توست، خدایی که تو داری

 

کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند

بگذار که عشاق به پای تو بمیرند

 

ای سیر کمالات همه تا سر کویت

ای آب فرات لب من آب وضویت

 

ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی

مانند حسن جود بود عادت و خویت

 

عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند

ماتند ابوالفضل و حسین از گل رویت

 

پایین قدمهای حسین جای کمی نیست

جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت

 

اینقدر مزن آب به سرخی لب خود

حیف است که پیچیده شود اینهمه بویت

 

حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند

باید که مرا عبد غلامان تو خوانند

 

ای زاده ی زهرا جگرت میرود از دست

امروز که دارد پسرت می رود از دست

 

ای کاش که بالای سرش زود بیایی

گر دیر بیایی ثمرت می رود از دست

 

بد نیست بدانی ؛اگر از خیمه می آیی

با دیدن اکبر کمرت میرود از دست

 

افتادنت از زین پدرت را به زمین زد

برخیز و گرنه پدرت می رود از دست

 

برخیز که عمه نبرد دست به معجر

بر خیز به جان من و این عمه ات، اکبر

 

علی اکبر لطیفیان

 

*******************

 

اشعار ولادت حضرت علی اکبر(ع) - یوسف رحیمی

 

عشقت میان سینه ی‌ من پا گرفته

شکر خدا که چشم تو ما را گرفته

 

دریاب دلها را تو با گوشه نگاهی

حالا که کار عاشقی بالا گرفته

 

عمریست آقا جان دلم از دست رفته

پائین پای مرقدت مأوا گرفته

 

گیسو کمند خوش قد و بالای ارباب

شش گوشه هم با نور تو معنا گرفته

 

از کودکی آواره ی کوی تو هستم

دست دلم را حضرت زهرا گرفته

 

مانند جدت رحمتٌ للعالمینی

حیف است دست خالی ما را نبینی

 

زلف تو را موج پریشان می شناسد

چشم تو را آیات باران می شناسد

 

عطر تو و پیراهنت را یوسف شهر

کوچه به کوچه صبح کنعان می شناسد

 

اعجاز چشمان تو را آیه به آیه

آری دل تازه مسلمان می شناسد

 

آقا کرامات نگاه روشنت را

خورشید در هر صبحگاهان می شناسد

 

خشم و خروش و هیبتت را بین میدان

هوهوی رعد و برق طوفان می شناسد

 

خورشید از شرم نگاهت رو گرفته

در ساحل نورانیت پهلو گرفته

 

بالاتر از حد تصور ها کمالت

دل می برد از اهل این عالم خیالت

 

صبح ازل چشمان مبهوت ملائک

بودند شیدای تماشای جمالت

 

می جوشد از خاک قدمهای تو زمزم

کوثر شراب خانگیّ لا یزالت

 

کی می شود با بالهای این چنینی

پرواز تا اوج شکوه بی مثالت

 

آنجا که بال جبرئیل آتش گرفته

بام نخست پر کشیدنهای بالت

 

خُلقاً و خَلقاً ، منطقاً عین رسولی

دیگر چه گویم از تو و خوی و خصالت

 

وقتی که تکبیرت طنین انداز می شد

می گفت لیلا مادرت : شیرم حلالت

 

می ریزد از عطر نگاهت یاس آقا

تنها تویی هم شانه با عباس آقا

 

هر صبح بر لب نغمه ی تکبیر داری

تو آفتابی ، صبح عالمگیر داری

 

با حلقه های گیسوی پر پیچ و تابت

صد کاروان دل در تب زنجیر داری

 

از لهجه ات عطر خدا می بارد آقا

هر گاه بر لب نغمه ی تکبیر داری

 

از میمنه تا میسره می پاشد از هم

وقتی که در دستان خود شمشیر داری

 

باید برایت ذوالفقاری دست و پا کرد

حیدر شدی و هیبتی چون شیر داری

 

از هیبت چشم تو دشمن می گریزد

پلکی بزن تا عالمی بر هم بریزد

 

حالا که خاکم را سرشته دستهایت

بگذار تا باشم همیشه خاک پایت

 

بال و پری می خواهم امشب از تو آقا

تا که تمام عمر باشم در هوایت

 

آه ای اذان گوی سحر گاه مدینه

یاد نبی را زنده می سازد صدایت

 

ای کاش چشمانم تبرّک می شدند از

گرد و غبار بال خاکیّ عبایت

 

ای زینت کرب و بلای حضرت عشق

بگذار باشم زائر پائین پایت

 

عمریست از مهر تو در دل توشه دارم

شوق طواف مرقد شش گوشه دارم

 

یوسف رحیمی

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/12 تاریخ
اشعار میلاد حضرت امام سجاد(ع)


  

اشعار میلاد حضرت امام سجاد(ع) - یوسف رحیمی

 

نور حق می دمد از مشرق سجاده‌ی تو

چه شکوهی ست در این زندگی ساده تو

 

می رود از نظرش جنت و ملک و ملکوت

آنکه از روز نخستین شده دلداده‌ی تو

 

زمزم و کوثر و تسنیم به وجد آمده اند

از زلالی مي و روشني باده‌ی تو

 

هر کسي معجزه‌ی چشم تو را باور کرد

مي شود بنده ولي بنده‌ی آزاده‌ی تو

 

با کرامات نگاهت دل هر عاشق را

می برد سمت خدا روشنی جاده‌ی تو

 

آمدي تا به جهان نور يقين برگردد

نور ايمان و سعادت به زمين برگردد

 

مکه با مقدم تو عطر بهاران دارد

ديده‌ی روشن تو رحمت باران دارد

 

کعبه بر شانه‌ی لطف تو توکل کرده

با نفس هاي مسيحايي تو جان دارد

 

مثل جدّت تو نهادي حجر الاسود را

ور نه بي مرحمتت قامت لرزان دارد

 

هر کسي در دل او نور ولايت جاري ست

به کرامات تو و چشم تو ايمان دارد

 

از نگاهت همه اعجاز و يقين مي بارد

چشمهايت چقدر تازه مسلمان دارد

 

آيه آيه کلمات تو همه روشني اند

خط به خط مصحف تو جلوه‌ی قرآن دارد

 

لحظاتت همه از نور خدا لبريزند

مگر اين شوق الهي تو پايان دارد

 

شب گذشت و سر تو بر روي تربت مانده

در عروجي تو ولي شوق عبادت مانده

 

با تو هر لحظه‌ی من بوي خدا مي گيرد

عطر اخلاص و مناجات و دعا مي گيرد

 

بچشان بر دل ما طعم عبوديّت را

سجده هامان به نگاه تو بها مي گيرد

 

تو ولي نعمت ما و همه عبدت هستيم

رحمت واسعه ات دست مرا مي گيرد

 

تا بقيعت دل شيداي مرا راهي کن

عشق از گوشه‌ی چشمان تو پا مي گيرد

 

آنقدر بنده نوازي که دل چون من هم

عاقبت تذکره‌ی کرب و بلا مي گيرد

 

باني روضه‌ی اربابي و باران باران

چشمم از محضر تو اذن بکا مي گيرد

 

از تو بر گردن اسلام چه دِيْني مانده

با فداکاري تو شور حسيني مانده

 

رهبر جان به کف اهل ولايي آقا

مظهر بي بدل صبر و رضايي آقا

 

به تو و عزت و ايثار و شکوهت سوگند

علم افراشته‌ی خون خدايي آقا

 

بيرق نهضت ارباب به روي دوشت

وارث سرخي خون شهدايي آقا

 

خطبه‌ی حيدري ات کاخ ستم را لرزاند

دشمن تو نبرد راه به جايي آقا

 

کربلا را که تو به کوفه و شام آوردي

همه ديدند که مصباح هدايي آقا

 

مصحف چشم تو از عشق حکايت دارد

راوي غيرت و ايمان و وفايي آقا

 

ديده‌ی غرق به خون تو گواهي داده

تو عزادار چهل سال منايي آقا

 

اشک هم از غم چشمان تو خون می‌گرید

زائر جان به لب کرب و بلايي آقا

 

چشمهاي تو از آن ظهر قيامت مي خواند

دم بدم در همه جا داشت مصيبت مي خواند

 

غربت و بي کسي قافله يادت مانده

شام اندوه و شب هلهله يادت مانده

 

خار غم چشم تو را باز نشانده در خون

پاي زخمي و پر از آبله يادت مانده

 

در خرابه تو هم از پاي نشستي آخر

قامت خم شده‌ی نافله يادت مانده

 

زخم بي مرهم چل روز اسارت آقا

سالها سلسله در سلسله يادت مانده

 

سالياني ست که اين داغ شهيدت کرده

تلخي طعنه‌ی صد حرمله يادت مانده

 

قاتلت درد و غم و بي کسي عاشوراست

سالياني ست دل زخمي ات ارباً ارباست

 

یوسف رحیمی

 

*******************

 

اشعار میلاد امام زین العابدین(ع) - علی اکبر لطیفیان

 

لباس مناجات

 

بنا نیست امروز افسرده باشیم

پس از چند شب باز پژمرده باشیم

 

مگر می شود نور را دیده باشیم؟

ولی دل به خورشید نسپرده باشیم

 

بنا بود ما را سر پا ببینند

اگر بارها هم زمین خورده باشیم

 

سه شب در بین کوچه نشستیم

که سهمی از این سفره ها برده باشیم

 

محال است ما را از آقا بگیرند

محال است حتی اگر مرده باشیم

 

اسیرم به گیسوی بالا نشینی

فدای گرفتاری این چنینی

 

تو شهر غریبی مسافر نداری

شب پنجم ماه، زائر نداری

 

در این چند شب بالها کربلایند

بمیرم برایت مهاجر نداری

 

نبینم برای تو شعری نگفتند

مبادا بگویند شاعر نداری

 

تو چهارم مسیر به سمت خدایی

تو چهارم مسیری که عابر نداری

 

در این روزها که تو تنها ترینی

در این روزها که تو زائر نداری

 

مرا زائر بی قرار تو کردند

دلم را چراغ مزار تو کردند

 

بنا شد اگر سائلی نان بگیرد

چه خوب است که از کریمان بگیرد

 

بنا شد اگر شاه نوکر بگیرد

چه بهتر که از نسل سلمان بگیرد

 

علی خواست تا که برای حسینش

زنی در بلندای ایمان بگیرد

 

تمام زمین و زمان را که میگشت

بنا شد عروسی از ایران بگیرد

 

اسیری شهبانوی ما می ارزد

که این خاک بوی حسین جان بگیرد

 

تو آقا ترینی و سجاد مایی

تو شاهی و فرزند داماد مایی

 

خدا باز تصویر مولا کشیده

برای حسینش، علی آفریده

 

تو از بس که غرق حضور خدایی

برای عبادت تو را برگزیده

 

هر آنکس که دیده تو را صبح یا شب

سر سفره های مناجات دیده

 

ترحم کن ای آسمان محبت

به این قطره های چکیده چکیده

 

چه می خواهم از تو که داده نباشی

به اندازه کافی از تو رسیده

 

همین که گدای تو هستیم کافیست

ابو حمزه های تو هستیم کافیست

 

بخوان تا ابوحمزه ایمان بگیرد

بخوان آدمی بوی انسان بگیرد

 

بخوان :ابکی ؛ ابکی ؛لنفسی ؛ لقبری...

دل مرده ی ما کمی جان بگیرد

 

(...و یا غافر الذنب و یا قابل التوب

الهی تصدق علیّ بعفوک

 

انا لا انسی ایادیک عندی

الهی تصدق علیّ بعفوک

 

الهی و ربی علیک رجائی

الهی تصدق علیّ بعفوک...)

 

لباس مناجت را باید ،هرکس

شب پنجم ماه شعبان بگیرد

 

تو هستی دلیل مسلمانی ما

نجات پر و بال زندانی ما

 

به جز عالم سائلی عالمی نیست

به غیر از کریمی تو حاتمی نیست

 

بر این خشکها تا که باران ببارد

به غیر از غلام تو صاحب دمی نیست

 

خدا از سرم سایه ات را نگیرد

جز این؛ هرچه را هم بگیرد غمی نیست

 

چهل سال بر سر در خانه ی تو

به جز پرچم کربلا پرچمی نیست

 

تو یعقوبی و پلک مجروح داری

چهل سال گریه، زمان کمی نیست

 

چهل سال گریه، چهل سال ناله

چهل سال گریه برای سه ساله

 

علی اکبر لطیفیان

 

******************
 
 
اشعار ولادت امام سجاد(ع) - علی اکبر لطیفیان

 

ما همان یا کریم بام شما

جبرئیل قدیم بام شما

 

صبح روز نخست خواندمتان

چقدر آشناست نام شما

 

صبح روز ازل حوالی نور

سجده کردیم بر کدام شما؟

 

من حلالم بود حلال شما

من حرامم بود حرام شما

 

چهارده قرن دست هیچ کسی

دل ندادم به احترام شما

 

به شما معدن کرم گفتند

و به ما سائل حرم گفتند

 

پر من بال و بال من پر شد

پر و بالی زدم کبوتر شد

 

به نفس های حضرت سجاد

حالمان خوب بود و بهتر شد

 

سحر پنجم عبادت بود

کوچه های خدا معطر شد

 

مردی از سمت ابرهای دعا

آمد و خشکی دلم تر شد

 

آمد و با خودش کتاب آورد

او امام آمد و پیمبر شد

 

مردی از سمت آفتاب آمد

با مفاتیح مستجاب آمد

 

آمده تا مرا تکان بدهد

چشم گریان به این و آن بدهد

 

آمده روی پشت بام سحر

با صدای خدا اذان بدهد

 

بشکند میله قفس را تا

بالها را به آسمان بدهد

 

با خودش مصحف نور آورده

تا خدا را به ما نشان بدهد

 

به نگاهش دخیل می بندیم

تا مناجات یادمان بدهد

 

ای مسیر سبز نجات

بر مناجات کردنت صلوات

 

ای مناجات و ای نسیم دعا

راه نزدیک ما به سمت خدا

 

ای که دریا کنار تو قطره

قطره با یک نگاه تو دریا

 

نذر سجاده قدیمی توست

چهارمین رکعت نوافل ما

 

ای امام علی دوم من

ای امام چهارم دنیا

 

مرد شب زنده دار سجاده

مرد محراب التماس دعا

 

از تو بوی نماز می آید

بوی راز و نیاز می آید

 

مادرت آفتاب حجب و حیاست

شرف الشمس سید الشهداست

 

مایه آبروی ایران است

افتخارم همیشه ام به شماست

 

از تو و مادر تو این دل ما

عاشق خانواده زهراست

 

یک سفر پیش ما نمی آیی

سفر مادری تو اینجاست

 

تو عجم زاده ای تو فامیلی

پس حرم سازی ات به گردن ماست

 

تو در این سرزمین گلکاری

به خدا حق آب و گل داری

 

آفتابی که حق کشیده تویی

جلوه ای که کسی ندیده تویی

 

با ظرافت ، خدای عز و جل

بی نظیری که آفریده تویی

 

آنکه با کفه تولایش

پای میزانمان کشیده تویی

 

شب اسیر هزار رکعت تو

به خدایت قسم پدیده تویی

 

نخلهای بلند نخلستان

بارش رحمتی که دیده تویی

 

با دعای غلام دارد

آسمان مدینه می بارد

 

علی اکبر لطیفیان

[ چهارشنبه ۱۵ تیر۱۳۹۰ ] [ 15:1 ] [ توسط ] [ آرشیو نظرات ]
نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/12 تاریخ
معرفی سایت کسب درآمد آنلاین و اینترنتی


معرفی سایت کسب درآمد آنلاین و اینترنتی

درآمد

سلام به هم اهالی انیترنت و دوست داران کسب و کار اینترنتی و آنلاین ، قصد دارم امروز سایتی رو معرفی کنم که بتازگی شروع به فعالیت کرده و بازدید آنچنانی نداره اما مطالب مفید و تازه ای در مورد کسب درآمد و آموزشهای مرتبط با کسب درآمد منتشر می کند . اصولا کسب درآمد از اینترنت نیازمند یکسری اطلاعات پایه ای هم هست و مثل آزمون زبان انگلیسی که ابتدا لول بندی میشوید و بعد کلاسهای آموزشی شروع میشود و در این باره شما اگر نیازمند راهنمایی باشید سایت کسب درآمد make-money-online.ir بخوبی شما را راهنمایی خواهد کرد تا از ترفند های کسب در آمد اینترنتی و همچنین روشهای جدید کسب درآمد نظیر درآمد از بیت کوین یا درآمد از فیس بوک و یا تویتر و یا درآمد داشتن از فروش فایل یا کسب درآمد از ایده پردازی یکی از آنها می باشد . 

سایت کسب درآمد میک مانی آنلاین در موضوعات معرفی سایتها هم فعالیت میکند و ..

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/10 تاریخ
دانش نامه گردشگری شهری ایران


معرفی وب سایت

دانش نامه شهری ایران

سایت گردشگری

سایت گردشگری ایران در حقیقت به معرفی ایران و شهرهای دیدنی ایران می پردازد و دررابطه با سوغات و صنایع دستی شهرها سخن میگوید و از طرفی به معرفی طبیعت و موقعیت های دیدنی نقاط مختلف کشور عزیزمان ایران می پردازد . پیشینه تاریخ هر کشور نشان از فرهنگ و تمدن آن کشور می باشد و اقوام و زبان و گویش هر منطقه نیز نشان از اصالت و رسالت آن قوم یا زبان و گویش می باشد ، سایت گردشگری به آدرس citypedia.ir در حقیقت در گستره ی این موضوعات فعالیت دارد و حتما علاقمندان به آداب و رسوم روستاها و شهرها دنبال مطالب مفیدی در رابطه با گردشگری و مسافرت و دیدن مکان های دیدنی هستند ..

 

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/07 تاریخ
اشعار ولادت حضرت اباالفضل العباس(ع)


اشعار ولادت حضرت اباالفضل العباس(ع) - یوسف رحیمی

 

بايد حسين دم بزند از فضائلت

وقتي حسيني است تمام خصائلت

 

تعبيرهاي ما همه محدود و نارساست

در شرح بيکراني اوصاف کاملت

 

بي شک در آن به غير جمال حسين نيست

آئينه اي اگر بگذاري مقابلت

 

اي کاشف الکروب عزيزان فاطمه

غم مي بري ز قلب همه با شمائلت

 

در آستانة تو گدايي بهانه است

دلتنگ ديدن تو شده باز سائلت

 

با زورق شکستة دل سال هاي سال

پهلو گرفته ايم حوالي ساحلت

 

بي شک خدا سرشته تو را از گل حسين

سقاي با فضيلت و دريا دل حسين

 

تو آمدي و روشني روز و شب شدي

از جنس نور بودي و زهرا نسب شدي

 

در قامتت اگرچه قيامت ظهور داشت

الگوي بندگي و وقار و ادب شدي

 

هم چشمهاي روشنت آئينة رجاست

هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدي

 

بايد که ذوالفقار حمايل کني فقط

وقتي که تو به شير خدا منتسب شدي

 

 در هيبت و رشادت و جنگاوري و رزم

تو اسوة زهير و حبيب و وَهب شدي

 

در دست تو تلاطم شمشير ديدني ست

فرزند لافتايي و شير عرب شدي

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/05 تاریخ
اشعار میلاد حضرت سید الشهدا(ع)


 اشعار میلاد حضرت سید الشهدا(ع) - یوسف رحیمی

 

تا آبشار زلف تو را شب نوشته اند

ما را اسير خال روي لب نوشته اند

 

در اعتکاف گيسوي تو سالهاي سال

مشغول ذکر و سجده و يا رب نوشته اند

 

در مسجد الحرام خم ابروان تو

مثل فرشتگان مقرب نوشته اند

 

در محضر نگاه الهی تو مرا

در خیل نوکران مهذَب نوشته اند

 

شبهاي جمعه که دل من مست کربلاست

از اشتياق وصل لبالب نوشته اند

 

با يک نگاه مادرت اينجا رسيده ايم

با اين دلي که فاطمه مذهب نوشته اند

 

از هر چه بگذرم سخن دوست خوشتر است

ما را فداي دلبر زينب نوشته اند

 

من را که بی‌ قرار حرم می کنی بس است

اصلاً مرا غبار حرم می کنی بس است

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/05 تاریخ
اشعار میلاد امام علی(ع)


 اشعار میلاد امام علی(ع) - مهدی نظری

 

علي كسي است كه كوثر از او سبو دارد

جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

 

فقط به خاطرحُب و ولايت مولاست

اگربهشت خداوند رنگ و بو دارد

 

علي كسي است كه عالم گداي قنبر اوست

اگرچه گوشه پيراهنش رفو دارد

 

براي اينكه علي پابه سينه اش بنهد

خداست شاهد من كعبه هم وضو دارد

 

علي كسي است كه هرشب كنارسجاده

بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

 

ولادتش هدف كعبه رامشخص كرد

زخاك پاي علي كعبه آبرو دارد

 

علي كه پشت نبردش زره نمي خواهد

اگرچه لشگري ازسنگ روبرو دارد

 

رسيد آنكه خداكعبه رابه او بخشيد

گه ولادت او كعبه مدتي خنديد

 

رسيد حيدر و اين خاك نور باران شد

به يمن آمدنش عالمي مسلمان شد

 

همين كه دروسط كعبه او تولد يافت

گلِ خدا شد و كعبه به پاش گلدان شد

 

تمام گرمي بازار حسن يوسف بود

پس ازعلي چقدرنرخ يوسف ارزان شد

 

علي قدم زد و خورشيد زيرپاي علي

زخاك سر زده و آفتابگردان شد

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/05 تاریخ
اشعار ولادت حضرت جواد الائمه(ع)


اشعار ولادت حضرت جواد الائمه(ع) - مهدی نظری

 

ماخشكساليم و شما باران مايي

درياي لطف و فضل بي پايان مايي

 

وقتي كه اسم فاطمه روي لب ماست

بوي تو مي آيد، يقين مهمان مايي

 

شاگرد درس تو كرامت پيشه گان اند

استاد درس مكتب عرفان مايي

 

  هركس كه باشد منكرت پست است اما

من مطمئنم اينكه تو، قرآن مايي

 

آنكس كه با تو رفت بيراهه نرفته

دركشتي فيض خدا، سكان مايي

 

ازلطف و احسان شما، ازعلم و جودت

بي پرده مي گويم شما ايمان مايي

 

تو در دل خوبان عالم جاي داري

زيرا كه نور ديده سلطان مايي

 

چشم و چراغ هشتمين ماه خدايي

يعني كه فرزندعلي موسي الرضايي

 

آنقدركه چشمان زيباي تو ناز است

مانند سجاده به طاق عرش باز است

 

وقتي كه اسم تو مي آيدآسمان هم...

...با ذكرنامت غرق در سوز و گداز است

 

يك دوقدم بردار كه عالم ببيند

خاك زمين ازگامهايت دلنواز است

 

روزقيامت مي شود فهميد اين را :

هركس كه قدري با تو باشد سرفراز است

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/05 تاریخ
اشعار شهدا و دفاع مقدس


گل اشکم شبی وا میشد ای کاش

همه دردم مداوا میشد ای کاش

به هرکس قسمتی دادی خدایا

شهادت قسمت ما میشد ای کاش

*

خوشا آنانکه جانان میشناسند

طریق عشق و ایمان میشناسند

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان

شهیدان را شهیدان میشناسند

علیرضا قزوه

 

********************

 

اشعار شهدا و دفاع مقدس

 

جاده مانده ست و من و این سر باقی مانده

رمقی نیست در این پیکر باقی مانده

نخلها بی سر و شط از گل و باران خالی

هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده

تویی آن آتش سوزنده خاموش شده

منم این سردی خاکستر باقی مانده

گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده

باز شرمنده ام از این سر باقی مانده

نویسنده نویسنده : تاریخ : 1394/01/05 تاریخ
 بعدی 1 2 3 4 5 6 7 8 قبلی

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به http://eulogy.parspa.com/ مي باشد

گرافیک قالب توسط : تم دیزاین
میزبانی شده توسط : همکاری در فروش پارس پا

شامپو ضد شپش لیپوماتیک دانلود قالب وبلاگ خانه شریفی ها دانلود مقاله و تحقیق همکاری در فروش فایل کسب درآمد آموزش بازاریابی و فروش آموزش درآمد اینترنتی مترجم سخنگوی همراه اسکریپت درگاه پرداخت بانک ملت آموزش برنامه نویسی اندروید کد قالب وبلاگ کد قالب وبلاگ بهترین سیستم وبلاگدهی کسب درآمد از وبلاگ نویسی آموزش طراحی سایت وردپرس کد قالب وبلاگ قیمت بلیط هواپیما تهران مشهد بلیط هواپیما تهران مشهد بلیط هواپیما تهران بلیط چارتری مشهد خرید تردمیل دانلود مقاله دانلود رایگان مقاله ============= سرویس خواب سامانه پیام کوتاه تبلیغات کلیکی گوگل اس ام اس رایگان نمونه سوال ریاضی بازی ویندوزفون لیست سیسمونی کودک بدلیجات ارزان درب اتوماتیک در تبریز فروش لوله اسپیرال فروش ریتم و سمپل کرگ کسب در امد از لینک کوتاه سیستم کسب درآمد بدون سرمایه و صد در صد تضمینی خرید اینترنتی مانتو سنتی اندازه گیری قندخون دانلود انیمیشن رایگان بازی pes 2017 دانلود فيلم با لينك مستقيم فروشگاه فایل و قالب سایت داستانهای مذهبی امیر دل عکسهای جدید خبری سئو سایت شیرینی چرم وب نگین | سامانه بهینه سازی محتوا فروشگاه ساعت سیسمونی نوزاد خرید دستبند چرم دانلود فایل فروشگاه ساز فروشگاه ساز رایگان و همکاری در فروش لینک فروش گوشی طرح اصلی دانلود پروژه و پايان نامه خرید اینترنتی کسب درآمد آنلاین اخبار ، تکنولوژی ، جهان طراحی سایت مانیتورینگ هایپ ( HYIP ) دانلود پروژه و مقاله فروش فایل پایه ششم ابتدایی دانلود نمونه سوال نهم ابتدایی عکس جدید بازیگران زیرنویس فارسی کتاب دفینه یابی تخم نطفه دار طوطی خرید تخم نطفه دار تعبیر خواب کانال تلگرام